مدیرمجتمع

ارزش زندگی!
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٧
 
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند اگر به راستی خواستن توانستن بود محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند همیشه می توانستند تنها نباشند اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی... و من شاید کمر شکسته ترین بودم اگر غرور نبود چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان جستجو نمی کردیم اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم با اولین خمیازه به خواب می رفتیم و هر عادت مکرر را در میان  ۲۴  زندان حبس نمی کردیم اگر خواب حقیقت داشت همیشه خواب بودیم هیچ رنجی بدون گنج نبود... ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند اگر همه ثروت داشتند دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگران از سر جوانمردی بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی می مرد... اگر همه ثروت داشتند اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگی بی ارزش ترین کالا یود
نویسنده:ح

 
 
ادیسون و منفی ها
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٠
 

جالب است بدانید ادیسون 1093 اختراع اساسی و مهم دارد. وی در مورد زندگی اش می گوید: " 16 ساله بودم که به جرم کودن بودن از مدرسه اخراجم کردن ، روز یا شبی رو به یاد نمیارم که از پدرم کتک نخورده باشم. موفقیت من دو دلیل مهم داشت ، یکی پشتکار فراوانی که داشتم و دیگری مادرم که علی رغم بداخلاقی های پدرم به شدت مرا دوست داشت و همیشه با شوق تمام مرا *نابغه* خطاب می کرد. به طوری که باورم شد نابغه هستم و به این جایی که هستم رسیدم."

یکی از مشکلات عمده ی ما "منفی" هایی است که در زندگی ما جاری است و توسط خود یا اطرافیانمان مدام تکرار می شود به طوری که به یک باور عمیق در ما تبدیل می شود.

 


 
 
نردبان مدیریت
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٢
 

پیتر دراکر می‌گوید بسیاری از آنچه ما مدیریت می‌نامیم دشوار کردن کار افراد است.

مدیرانی هستند که دوست دارند سازمان را به روش‌ها و تکنیک‌های مختلف مدیریتی مجهز کنند با این هدف که مدیریت بهتری انجام دهند یا شاید هم خودی نشان دهند بدون اینکه در نظر داشته باشند که چه هزینه‌هایی به سازمان تحمیل خواهند کرد و چه منابع و فرصت‌هایی را نابود خواهند کرد. این مدیران عاشق موج‌های مدیریتی هستند تا بر آن‌ها سوار شوند و اهداف خود را دنبال کنند.

نردبان کار سازمان را خود را تنها به آن ابزار و تکنیک‌های مدیریتی مجهز کنید که آن را به نردبان مؤثرتری تبدیل کند نه اینکه آن را غیرقابل استفاده کند. برای این کار باید ملاحظات مختلفی را در نظر داشته باشید.

نویسنده شرح : امیدوار، مجید

 

 

 


 
 
خواستن،توانستن است!
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٥
 


 
 
تفسیر مدیر!
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳
 


 
 
تسلسل تربیت
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
 

 


 
 
مدیریت از راه درست
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
 
 
 
 
در یکی از دانشگاه‌های تورنتو مد شده بود دخترها وقتی می‌رفتن تو دستشویی، بعد از آرایش کردن آئینه رو می‌بوسیدن تا جای رژ لب شون روی آئینه دستشویی بمونه. مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده بود. برای همین موضوع رو با رئیس دانشگاه در میون گذاشت. فردای اون روز رئیس دانشگاه تمام دخترها رو جمع کرد جلوی دستشویی و گفت: کسانیکه که این کار رو می‌کنن خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت می‌کنن. حالا برای اینکه شما ببینین پاک کردن جای رژ لب چقدر سخته، یه بار جلوتون پاک می‌کنه. مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو آب توالت فرنگی وقتی دستمال خیس شد، شروع کرد به پاک کردن آینه و از اون به بعد دیگه هیچکس آیینه‌ رو نبوسید...!!!

 
 
از نوشته های مرحوم قیصر امین پور
نویسنده : ر.محمدنژاد - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٩
 
  1. بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.
  2. بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم، بعضی جلد نازک و بعضی اصلا جلد ندارند.
  3. بعضی آدمها با کاغذ کاهی نامرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی.
  4.  بعضی آدمها ترجمه شده اند و بعضی تفسیر می شوند.
  5. بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.
  6. بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفیدند و بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.
  7. بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند. بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.
  8. بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.
  9. بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.
  10. بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی را توی کیف.
  11. بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.
  12. بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند و بعضی ها معلومات عمومی.
  13. بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان.
  14. ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت. به راستی ما کدامیم؟

 
 
← صفحه بعد